بایگانی: آذر ۱۳۸۶
—
بی تو غروب شعرها، ناگاه پیدا شد
غمهای این پوسیده واژه باز افشا شد!
این خیمهشببازیِ غم تکرار گردید
بازیگر دیوانهای مجنونِ لیلا شد!
حتی نگاه آسمانها از دهان افتاد
غمواژههای تلخ هم سهمِ غزلها شد!
این قصّه گویی تا ابد پایان نخواهد داشت
بس کن! کلاغ قصّۀ ما باز رسوا شد!
یعقوب دیدی زندگی کابوس غم گشتهست؟!
تعبیر خوابم، چاه، زندان و زلیخا شد!...